خرید بک لینک
تنها حرف های ته دل امشب یه جور عجیبی با خودم حرف می‌زنم... امشب یه جور عجیبی با خودم حرف می‌زنم...می‌دونی؟ گاهی حس می‌کنم خیلی خسته‌تر از اون چیزی‌ام که به روی خودم میارم.یه خستگی که نه با خواب درست می‌شه، نه با استراحت، نه با گذشت چند روز.انگار یه گوشه از دلم سال‌هاست نشسته و فقط سکوت کرده.بعضی وقت‌ها از خودم می‌پرسم: واقعاً قرار بود آخرش به کجا برسم؟ این همه دویدن برای چی بود؟ این همه صبر کردن برای چی بود؟بعد فقط می‌شینم و به سقف خیره می‌شم... به روزهایی که رفتن، به آرزو

برچسب: نویسنده: آرمان امیری تاريخ: شنبه 28 شهريور 1405 ساعت: 21:40

وقتی همه زدن رفتن وقتی براشون هر کاری کردم به چششون نیومد وقتی جواب داشتم ولی جلو فریادم سکوت کردم چی میخوای بدونی ؟ اینکه من هزار با زمین خوردم تا اینجا رسیدم که هیچی نیستم ... اگر اخلاقم تنده اگر عصبیم تقصیر اونایی که ازشون انتظار نداشتمو بهم حرف زدن طعنه زدن .. به کسی اعتماد نمیکنم چون یاد گرفتم همه این آدم ها رهگذرن درست وقتی هواشونو داشتم . هوامو بارونی کردن ... اره درد دیددم از خیابونای پر از دست انداز گذشتم تا شدم همینی که الان هستم ....

برچسب: نویسنده: آرمان امیری تاريخ: شنبه 28 شهريور 1405 ساعت: 21:40

صفحه بندی